زمانی که احمدی نژاد عزیز از هاله نور دور سرش در سازمان ملل صحبت کرد. کلی جک ساختیم و خندیدیم . شاکی شدیم که این مرتیکه آبروی ما را برده و چرا اینقدر دروغ می گوید و اصلا معلوم نیست چرا اینقدر توهم دارد؟
اگر خوشبین باشیم و در این زمینه فکر نکنیم که محمود دروغ گفته، اصلا توهم هاله نورانی داشتننش چیز عجیبی نیست. نمی خواهم از ویژگی های دایره آدم های دور و بر احمدی نژاد حرف بزنم که برای همه ما اظهر الشمس است. همه آنها را یک مشت مذهبیِ دگمِ احمق می دانیم که به گوسفند می مانند و...
هفته گذشته جشن خانه موسیقی بود و البته بیشتر جشن رونمایی از سازهای استاد شجریان. این قضیه هاله نور احمدی نژاد و آدم های دور و برش یادم افتاد.
استاد به تازگی دو ساز ساخته بودند: بم ساز و صراحی . حدود یک ساعت از جشن به توضیح درباره ویژگی های این دو ساز و نواختن آنها گذشت. خیلی جالب بود، زمانی که استاد مشغول توضیح درباره سازها بودند، سرهای زیادی در سالن تالار وحدت بود که به علامت تایید بالا و پایین می رفت . بعد از اتمام توضیحات هم مثل همیشه مردم بلند شدند و دست از تشویق بر نمی داشتند.
صدای صراحی برای گوش ما ایرانی ها آشنا بود و به قول استاد صدایی مثل قیچک داشت و بم تر که البته صدای بم ترین سیمش خیلی هم گوشخراش. بم ساز(از نظر شکل ظاهری چیزی شبیه سنتور) هم صدایی مثل سازهای کوبه ای امریکای جنوبی داشت. صدایش اذیت نمی کرد، اما به قول "سجادپورقناد" طنین نداشت و به همین خاطر از ساز زهی صدای سازی کوبه ای به گوش می رسید!
برای منِ شنونده موسیقی ایرانی ایراد این سازها در همین حد و حدود بود و هزار و یک ایراد دیگر بماند برای کارشناسان موسیقی و ساز سازها که جرات ابرازش را ندارند. بگویم ها، همین اولش،مشکلی با ابداع و نوآوری ندارم، چه شجریان باشد و چه بقال سرکوچه مان. چون اگر کاری با پایه و اساس باشد ماندگار می شود و در غیر این صورت خود به خود کنار گذاشته می شود.
شجریان استاد آواز ایران است و همیشه هم می ماند، شاید بتواند سنتور خوبی از روی سنتور فلان استاد بسازد، اما استاد آواز ما سازنده ساز نیست. حتی نوازنده حرفه ای هم نیست. فیزیک صدا نمی داند و N پیش نیازی که یک سازنده ساز و بدتر از آن یک مبدع ساز باید بداند.
مشکلم با این است که وقتی استاد شجریان هر کاری می کند، خوب است و به به و چه چه همه بلند می شود. حتی وقتی استاد، سازی به این افتضاحی می سازد، کلی کیف می کنیم و خوشمان می آید و اگر خیلی منصف باشیم فقط صدایمان در نمی آید.
مشکلم با همین هاله تقدسی است که اطراف استاد را گرفته که البته خودمان پوشانده ایم و گاهی هم احمدی نژاد چیزی شبیه آن را دور سرش می بیند. چشممان را آنقدر سفت می بندیم و دهانمان را به تحسین باز می کنیم که یک نفر می شود، سفیدی محض و هاله نور.
اصلا مهم نیست که طرف شما شجریان باشد یا احمدی نژاد. تنها فرقش این است که شما در کدام دایره قرار گرفته باشید...
خودمانیم محمود خیلی هم مقصر نیست!
