تبليغاتX
الینه
شنبه شانزدهم شهریور 1387

 مدت ها بود که بعد از کنسرت همایون به همراه گروه دستان می خواستم این پست را بنویسم، اما باز هم تنبلی.

 همایون شجریان را همه دوست دارند. ممکن است یکی هم پیدا بشود و بگوید، مگر مردم ما چقدر موسیقی سنتی را می شناسند که از همایون و هنرش خبر داشته باشند؟ اتفاقا در همیجاست که با اطمینان می توان از  لفظ همه استفاده کرد. اینجا که آدم ها زود حکم خدایی می گیرند، تنها پسر «محمدرضا شجریان» بودن کافی است که همه دوستت بدارند . شجریانی که به قول «علیرضا مشایخی» دیگر بخشی از فرهنگ ما شده. البته ناگفته هم پیداست که دوست داشتنی شدن همایون فقط از بابت فرزند محمدرضا بودن نیست ،علاوه بر این خیلی چیزهاست که او را محبوب کرده.

 همایون خوش تیپ است و خوش چهره، مثل جوانی های پدرش. حتی به اعتقاد خیلی ها از جوانی های استاد هم "خوشگل تر" است. همایون مهربان است و مودب. در همین دو مصاحبه مطبوعاتی که همایون را از نزدیک دیدم، نشده که بخواهد کسی را ضایع کند یا حتی کمی تند جواب بدهد، حتی همان موقعی که سر مصاحبه مطبوعاتی تندترین نقدها از بابت فروش اینترنتی بلیت نصیب دل آواز می شد. به سوال با دقت گوش می دهد، سر تکان می دهد و با لبخند جواب را می دهد، یک جورهایی که نه شما فکر کنید عجب سوال مزخرفی پرسیدی و هم اینکه او حرفش را زده باشد. لبخند می زند و شیفتگی خبرنگارهای ارادتمند (به خصوص جوجه خبرنگارهای دختر) را زیر سبیلی رد می کند. احتمالا در کوچه و خیابان  و این طرف و آن طرف در مقابل ابراز علاقه های مردم هنردوست هم همین کار را می کند.همایون مهربان است و مغرور نیست و این را به اشکال مختلف شنیدم که :« پسره شجریان ها، اما اصلا خودشو نمی گیره!»

 و اما، همایون خوش صداست. به خوش صدایی پدرش نه که خود شجریان است . در کنسرت آخرش با دستان، هرکاری که می کردم نمی توانستم فرقی میان صدای این دو بگذارم، مخصوصا موقع ادای آوازها. خود شجریان بود که می خواند، همان صدای جوانی که "دلشدگان" را "دل شدگان" کرد.

  یک بار قبل از یکی از همین مصاحبه مطبوعاتی ها که برنامه بخواهد رسما شروع شود، نزدیک صندلی همایون نشسته بودم   و پرسیدم:« مشکلی با این همه شباهت با صدای پدرتون ندارید؟» با خنده جواب داد:« بله خیلی شبیه ، اما کاری نمی تونم بکنم. بخشیش فیزیولوژیکه و ژنتیک و بخشی هم به خاطر اینه که در محضر پدر آواز رو یاد گرفتم.»

 راست می گوید همایون. نمی تواند از شباهت صدا و چهره با پدرش و مکتب هنری و اخلاقی که پدرش معلم آن بوده فرار کند، درست مثل شجریانی که همیشه در ادامه اسمش آمده است و می آید:"همایون شجریان"

 یکی از دوستانم می گفت شب آخر کنسرت همایون و دستان که شجریان دوباره مثل شب امل اجرا در ردیف اول تالار کشور نشسته بود، چند بار که وسط اجرای کنسرت، ال سی دی ها، شجریان را نشان می دهد. مردم شروع به دست زدن می کنند و یک بار هم همایون کنسرت را قطع می کند و همراه با حاضران پدرش را تشویق می کند! همایون در هنگام کنسرت مستقلش هم از سایه پدرش جدا نیست. یکی دیگر از دوستانم می گفت:« همیشه از این می ترسیدم که اگه یه روزی استاد دیگه نباشه چی می شه، خدا رو شکر که همایون هست!» نمی دانم اصلا جایی برای همایون هست بدون پدرش؟

  همایون برای اینکه تبدیل به خواننده ای سطح بالا  شود، مسلما خیلی تلاش کرده و تنها شباهت هایش به پدر عامل موفقیتش نیست. اما این شباهت ها هم پله ترقی شدند و هم سقفی شیشه ای برای همایون که اگر بخواهد هم دیگر نتواند بالاتر از پدر برود. چون شجریان یکی بود و متاسفانه همایون در بهترین حالت می تواند نزدیک ترین کپی از هنر پدر باشد!

 هر وقت که چیزی از همایون گوش می کنم، همه اش احساس می کنم که همایون خیلی زود بزرگ شد. در سایه پدرش و هم دیگر بزرگان موسیقی ایران که همیشه در کنار آنها بوده: لطفی، علیزاده، مشکاتیان، کلهر و... نمی دانم همایون چقدر اجازه داشت، بچگی کند، خودخواه باشد، مغرور شود، پز بدهد و حتی بی ادبی کند، همه کارهایی که ما در بچگی کم و بیش تجربه کرده ایم. طفلک همایون خیلی زود بزرگ شد، خیلی زودتر از همه ما!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:57  توسط الین  | 

~ ~ ~