تبليغاتX
الینه
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
این شعر یکی از دوستانم، مینا.

اینقدر از این شعر خوشم اومد که دلم نیومد، فقط لینکش را بذارم:

اینجا کسی نیست

کسی که با من از من بگوید

کسی که مرا به من نشان دهد

از زیبایی ام ترانه ای بسراید

در گیسوانم چنگ زند

نغمه ای بنوازد

در چشمانم غرق شود

 ساحلی را جستجو کند

فریب هزاران وعده چشمانم را خورد

زانو زند و مرا الهه ای خواند

اینجا کسی نیست

دزدی

مستی

 خانه خرابی

تا در آغوشم خانه کند

گنجینه ام را به غارت برد

کسی هوس شکار نکرده است

دامی نمی گسترد

 دامی بی دانه

 بی حوصله

کسی یک شب

تنها یک شب

زنی آرمیده در پیراهنی سپید

 با لب هایی سرخ

نمی خواهد

برای ساعتی

کسی فاحشه ای نمی خواهد

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:53  توسط الین  | 

~ ~ ~
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387

امروز  دقیقا ۴ ماه و ۲۹ روز از  آخرین پستم می گذره چقدر دیر گذشت و سخت این تقریبا ۵ ماه. فکر نمی کردم بشد تحمل کرد، اما مثل اینکه شد.

یکی از اتفاقات در این مدت تقریبا ۵ ماه کشف تناقض زمان برای خودم بود. اینکه هم بخواهی بگذرد و هم  نگذرد .میل به ماندن و میل به رفتن، هر دو در یک لحظه. گذشت زمان مساوی است با سنگینی که لحظه لحظه کمتر می شود( یا امیدواری که این طور شود)،اما گذشتنش هم یعنی حسرت دور شدن از همه چیزهایی که می شد یک جور دیگری اتفاق بیفتد... بگذریم.

از بگذریم هم بگذریم.

  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:41  توسط الین  | 

~ ~ ~