تبليغاتX
الینه
پنجشنبه هجدهم آبان 1385

نمای اول:

دهه 70 ،استاد "پرورنده" هم کلاه بردار شناخته شد. مردی که خود را انرژی درمانگر معرفی می کرد و با کمک دوستان خود به اصطلاح بیماران را شفا می داد و پول های کلانی به جیب می زد.

نمای دوم:

دهه 80، گند استاد "علی اکبری"هم بلاخره درآمد.  دو روز پیش در یک شوی تلوزیونی از ماهواره. فردی که قدرت شفا بخشی خود را به نیروهای ما فوق طبیعی منتصب می کرد.

نمای سوم:

دهه 90، مرد کلاهبرداری با عنوان استاد" یزدانیان" که ادعا می کرد توانایی درمان بیماری های لاعلاج را دارد، پس از 6 سال شیادی دستگیر شد.

نمای چهارم:

...

و این داستان همچنان ادامه دارد.

 

فکر می کنم 3، 4 سال پیش بود که یکی از عموهایم یک کاست از افاضات علی اکبری را برایم آورد تا مرا قانع کند که این آدم واقعا انرژی درمانگر است وشفا می دهد. آن طور که یادم هست، صدای خوبی داشت وخیلی هم قشنگ صحبت می کرد. می گفت از طرف چند تا از آیت الله های قم وحتی از دانشگاه شهید بهشتی تائید شده است! اما من که چندین سال قبل تر از آن، داستان شفا دادن های استاد پرورنده را در مجله"برگ سبز" خوانده بودم واتفاقا از طریق همان نشریه هم با خبر شدم که استاد پرورنده کلاهبردار بوده، بیخودی سعی می کردم عمویم را قانع کنم که همه اینها "خالی بندی" است.

تقریبا از همان موقع فهمیدم که اصولا قانع کردن آدم هایی مثل عمویم که چنین اعتقاداتی دارند، وقت تلف کردن است. اگر در ظاهر هم دلیل ومنطق تو را بپذیرند، نمی خواهند یا اصلا نمی توانند، اعتقادات را کنار بگذارند یا حداقل کمی آنها را تغییر دهند. آدم هایی که  معجزه را خیلی خیلی بیشتر از رابطه علت ومعلولی یا همان "دو دو تا چهار تای" خودمان قبول دارند یا بهتر بگویم دوستش دارند.

داستان مسخره امثال علی اکبری دوباره ودوباره تکرار می شود، تا وقتی که بازار دعانویس ها واشکال مدرن تر آنها یعنی فال قهوه بگیرها گرم است. تا وقتی که منطق و استدلال هنوز برای ما بیشتر یک بازی روشنفکرانه است تا یک وسیله برای بهتر زندگی کردن.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:32  توسط الین  | 

~ ~ ~